سازبندی ویژه ایمروس، قطعهای که در سال ۱۳۸۷ نوشته شده بود، همچنین تجربه بدست آمده از بخش الکترونیک آن، آهنگساز را بر آن داشت تا کاری کاملا سازی با ساز بندی کمابیش مشابه بنگارد.

در این قطعه جدید که ندا نام دارد به برخی سونوریته های الکترونیک در ایمروس اشاره می شود اما این بار تنها توسط سازهای اکوستیک. بدین ترتیب ندا دربهار سال ۱۳۸۸ خلق شد و نخستین بارتوسط آنسامبل کلانگ KLANG در کنسرت خباوCONCERTGEBOUW آمستردام به اجرا در آمد.

»ندا« صحنه تقابل رنگ )تمبر(، ملودی و »سکوت« است. آهنگساز قطعه را با نگاهی اسپکترال آغاز می کند. نوازنده های ساکسوفن و ترومبون با خواندن و دمیدن به طور همزمان در سازصدایی به وجود می آورند که آمیخته با جلوه مدولاسیون حلقه ای RING MODULATION است.این بازی با رنگ به تدریج جای خود را به اصوات خالص داده تا بدین ترتیب شاهد شنیدن فواصل عمودی و افقی باشیم.

از لحاظ ریتمیک قطعه با حالتی آزاد و شناورآغاز می شود اما پس از دقایقی درگیر جدالی پرتحرک  و فشرده می شود که در پایان با سکوتی طولانی به اوج میرسد.

پیانو در این قطعه بیشتر به سازهای کوبه ای میماند که گاه با تکرار سریع یک تک نت )ریز( و گاه با اجرای آکوردهای بسیار کوتاه با پرشهای نسبتا بلند در مناطق مختلف صوتی موسیقی راهمراهی میکند.

از یک سو تلفیق ساکسوفن و ترومبون یعنی سازهایی با قابلیت نواختن فواصل کوچکتر از نیم پرده، و از سوی دیگر حالت کوبه ای پیانو و انعکاس آن توسط ویبرافن به نوعی تقابل میان دو گروه سازی تعدیل شده و تعدیل نشده می انجامد.

بدین ترتیل در حقیقت شاهد نوعی دیالوگ بین هارمونیک و غیر هارمونیک، نوفه و صدای خالص، صدای بوجودآمده از دمیدن هوا در ساز و نت خالص و همجنین خیزش و ثبات هستیم.


در این قطعه سکوت چه از لحاظ اکوستیک و چه از لحاظ معناشناسی اهمیت خاصی دارد.

در این موسیقی سکوت همچون فضایی مجازی است که در آن موسیقی نه تنها به مرگ نمی انجامد بلکه صدا رساتر ادا میشود .